خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / سرگرمی / داستان کوتاه پاره آجر و مرد ثروتمند

داستان کوتاه پاره آجر و مرد ثروتمند

داستان کوتاه پاره آجر و مرد ثروتمند

 

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با

سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می‌گذشت.

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسر

بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل

او برخورد کرد.

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که

اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا

او را به سختی تنبیه کند. پسرک گریان با تلاش فراوان

بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده‌رو، جایی که

برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود،

جلب کند.

پسرک گفت: اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از

آن عبور می‌کند. هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک

خواستم کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی

چرخدارش به زمین افتاده است و من زور کافی برای بلند

کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم

از این پاره آجر استفاده کنم.

مرد متأثر شد و به فکر فرو رفت … برادر پسرک را روی

صندلی‌اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد …

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور

شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!

درباره ی dehnews

مطلب پیشنهادی

داستان مرد هیزم شکن

داستان مرد هیزم شکن ( از داستان‌ های کلیله و دمنه)

داستان مرد هیزم شکن ( از داستان‌ های کلیله و دمنه) دسته:سرگرمی مردی هر روز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.